فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

15

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

سير ، صاحب سنّت « انّ الشّيطان ليفرّ « 1 » من ظلّ عمر » ، است - رضى اللّه عنه . آن مقيم بر صراط مستقيم كه از استقامت سالك رهبرى او : « ما سلك عمر فجّا إلّا سلك الشّيطان فجّا آخر » ، خبرىست و از مآثر كمال ملّت پروريش « لو كان بعدى نبيّا لكان عمر » « 2 » ، اثرى . عزيزى كه در مصر كرامت رتبت « ما زلنا فى عزّ منذ اسلم عمر » يافته و در ميدان سبقت به دعاى : « اللّهم ايّد الدّين « 3 » باحد الرّجلين » ، اسب « 4 » ابو جهل لعين برتافته « 5 » است ، فاروقى كه در مظان تشابه آرا و تصادم اهوا ، حقّ و باطل از او مفروق گشته و نصايح تلخ او در شفا خانهء اسلام زهر كفر را ترياق فاروق آمده . ارباب توقير ( 8 - ر ) درّهء تعزير او را هنگام تقرير حق ، درّة التاج تعظيم و تعزيز شناخته‌اند . مساعى و اجتهادات او و اصحاب نبىّ كبير صلّى اللّه عليه و سلّم در سايهء علم امامت او رايت نشر شريعت بر افراخته ، از جدّ شديدش قصر قيصر ، ثانى ايوان شدّاد شده و از رأى سديدش طاق كسرى تالى ارم ذات العماد گشته . مشام شام را از طيب اسلام مطيّب داشته و مرام روم را از ابلاغ ايمان مرتّب داشته . دفتر سواد عراق را از ارقام شرك و نفاق پرداخته و فارس رأيش به عزم تسخير بر اطراف فارس تاخته « 6 » است . به زلال تيغ ، آذر آذربايجان « 7 » نشانيده و حرز دين را به دربند خزر رسانيده . وجه معيشت از كسب خشت سازى ساخته تا قصر متين دين برافراخته و كعبهء شريعت را لباس رفع التباس پوشانيده و خود به كهن « 8 » خرقهء پشمين « 9 » ساخته . چون كار خلافت بىمخافت آفت به پايان رسانيده ، در شور شورا رقم امارت كبرى بر عثمان كشيده .

--> ( 1 ) . F : يفّر ؛ K : در بالا به همان خط : يخاف ( 2 ) . K : نبّى لكان عمر بن الخطّاب ( 3 ) . K : الاسلام ( 4 ) . F : « است » با توجّه به نسخهء K ، كه در بالا به « اسپ » اصلاح شده ، تصحيح شد . ( 5 ) . K : پر تافته ( 6 ) . F : تافته ( 7 ) . K : آذربيجان ( 8 ) . K : كهنه ( 9 ) . K : پشمينه